بسم الله الرحمن الرحیم

اعتقادی ،سیاسی واجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اعتقادی ،سیاسی واجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾روم

پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.
با توجه به این ایه انسان فطرتا خداپرست و مومن افریده شده است پس نمیشه گفت اول انسانیت بعدا دیانت.
و اما این اختیار ماست که کدوم سمت بریم از فطرتمون دور بشیم یا طبق فطرتمون زندگی کنیم.

کاربری من در تلگرامHamnafasmr@

براي دانلود کليک کنيد
آخرین نظرات
  • ۱۶ مرداد ۹۶، ۰۰:۰۰ - س _ پور اسد
    ✌ +



دریافت
مدت زمان: 9 دقیقه 40 ثانیه

توصیه میکنم دوستان ببینن

چطور اسلام رو به عالمیان نشون دادن که حتی حاضر نیستن در موردش تحقیق کنن وقتی اسم اسلام رو میارن تروریست به ذهنشون میاد ولی خدا بزرگتر از ایناست بخواد هرکاری میشه و در دل همه جا میگیره

اقا پسر استرالیایی که  به پوچی رسیده و دوباره متولد شده


  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم

یه واقعیتی رو میخوام خدمت دوستان عرض کنم امیدوارم بخونن و یکم در مورد تامل کنن و واقعیت رو ببینن و ان شالله اگر میتونن انعکاس بدن .

دیروز فرمی رو برای کانالی که واسطه ازدواج هست پرکردم. سن و محل زندگی و پوشش خودم و معیارهامو نوشتم طبق فرم. داخل فرم یک نکته هم اضافه کردم اونم اینکه تعدد زوجات به شرط خواستگاری همسر اول پذیرفته می شود.الان میخوام عکس العمل ها و کسانی که پیام دادن رو خدمت دوستان عرض کنم البته اینم بگم چون پیام دهنده ها زیاد بودن  گفتم فرمم رو پاک کنن از کانال.

و اما خواستگاران:

1.یک مورد اقای مجردی نظامی بود که خیلی سخت گیر بود ظاهر براشون مهم بود حتی صدا هم براشون مهم بود و روی جزییات تاکید بیشتری داشت که اخرش هم یه بهونه ای اوردن و خداحافظی کردن.

2.اقای مجردی بود که نمیدونم اصلا قصدش چی بود حس من این بود که خواست یه سنگی بندازه اگه گرفت گرفت .ادعای تدین میکرد ولی عکسی فرستاد که برام مشکوک بود ونمیشد بهش اعتماد کرد .(ظاهر تا حدی درون رو هم نشون میده این نظر منه)

3مورددیگه ای بود که برای همسر دومی میخواست  خیلی هم مصر بود ولی براش طبع جنسی من براشون مهم بود(نه اینکه مهم نباشه مهم هست ولی نه در اولویت اول) چون من توی فرمم تدین و مقید بودن رو لحاظ کرده بودم ولی رفتار ایشون زیاد برام جالب نبود نشد و البته چون خواستگار همسر اول هم شرطم بود ایشون گفتن اجازه از دادگاه میگیرم که قبول نکردم.

4. مورد دیگه که همسرشون قهر کرده بودن و رفته بودن خونه پدرشون و ایشون از طریق دادگاه میخواستن اقدام کنن که ایشون هم رد شدن

5مورد بعدی اقایی که یه دختر داشت و متارکه کرده بودن ایشونم رد شدن

6مورد بعدی که برای همسر دوم میخواستن و البته نیتشون هم خدایی بود و میخواستن برای ازدیاد نسل شیعه نلاش کنن محل زندگیشون دور بود و یه موردای دیگه رد شد

7مورد اخری که طلبه بودن و سنشون پایین تر از من بود  و انصافا نیتشون عالی بود و همسرشون هم راضی بود و مطمئنا خواستگاری هم از طرف همسرشون صورت میگرفت

شاید مورد دیگه ای هم بود که من یادم رفته

اینها موردایی بود که در عرض سه چهار ساعت اول درخواست دادن.

غرض از اینهمه نوشتن اینکه میخوام واقعیت رو ببینیم هروقت در مورد تعدد زوجات صحبت شد همه غیرت نشون دادن و حتی بزرگواری اومدن و گفتن که اول مجرهارو سروسامان بدیم بعد. میخوام اینو بگم وقتی اقای مجردی اونقدر سخت میگیره من دختر که نمیتونم خودم رو قالبش کنم این واقعیت رو باید قبول کنیم که اقا پسرای مجرد دنبال خوشگلی هستن  و میخوان حوری نصیبشون بشه اخرش هم یه بهونه الکی میارن  بیاییم قبول کنیم پسر 35 ساله  تقریبا دو دهه با پایین تر از خودش ازدواج میکنه خیلی کم پیش میاد که برن با همسن خودشون یا بزرگتر از خودشون ازدواج کنن اونوقت این دخترخانمهای عزیز باید بمونن و ارزوی مادر شدن تو دلشون بمونه و تنها بگذرونن یا زیر دست زنداداش و برادر زندگی کنن و بشن نوکر اونا چون دارن نون میدن بهشون همیشه هم منت سرشونه که نمیتونیم راحت باشیم.

من حرف حرف خودم نیست الحمدلله کار دارم و دستم به دهنم میرسه میتونم مستقل باشم ولی  دلم برای دخترایی میسوزه که نگاههای زن برادر رو باید به جون بخرن وزندگی کنن

حالا پیشنهاد خواهش میکنم این واقعیت رو قبول کنیم که دنبال عالی ها نباشیم به متارکه کرده یا همسر فوت شده لااقل رضایت بدیم بیاییم در مقابل تعدد زوجات اینهمه جبهه نگیریم با بحث ها با گفتگوها دیدها رو به بحث تعدد زوجات  یکم معقول تر بکنیم چه ایرادی داره وقتی همسر اول قلبا راضی هست و مرد هم هم توان جسمی و روحی و مالی رو داره قبول کنیم البته اول باید این نگاه جامعه رو نسبت به تعدد زوجات تغییر داد حرف زیاده برای گفتن

خواهش میکنم واقعیت رو ببینیم و با احکام الهی سر جنگ نگذاریم خدا هر چی گذاشته برای من و شماست به نفع من و شماست.خواهشا نگین یه زندگی میپاسه اتفاقا یه زندگی ساخته میشه اگر ما زنها با نفسمون بجنگیم . خواهش میکنم خودمون رو فقط نبینیم به فکر خودمون نباشیم فقط. شاید حرفهای من شعار باشه ولی باید درونیش کنیم ان شالله

 

  • بوی یاس ....

بسم الله الحمن الرحیم




بعضی ها فقط بلدن دهن گشادشون رو باز کنن و اراجیفشون رو بگن

اقای مهدوی کیا شما یکم از اون قرارداهایی که میبستی هم فکر فقیر فقرا بودی یا فقط خودت مهم بودی؟

این شیرمرد که نصف سن جناب عالی رو داره قبل از اینکه شما به فکر فقرا باشی به وظیفش عمل کرده بهتره شما هم فقط در حد حرف نگذارین بمونه و از اون قراردادهایی که بستین و پولش رو نوش جون میکنی هم یکمیش رو برای فقرا بگذار حتما.

یه توصیه هم خوب بود به همفکرات میکردی که به جای عیاشی و خیابون گردی و الواطی به فکر فقرا بودن و یک پنجم هزینه های جشناشون رو که میگیرن رو به فقرا و بیکارها اختصاص میدادن.


خدایا کیا به فکر فقیر و فقرا هستن.

شما حواست به سگت باشه گشنه نمونه یه وقت.





  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم


حکم خدا

همانطور که میدانید اوایل انقلاب تصویب شد که شروطی در عقدنامه ها آورده شود و امروزه بنابر همان شروط اجبار شده که برای تعدد زوجات باید رضایت دادگاهی یا محضری از همسر اول گرفته شود... البته راه های دیگری هم هست که میتوان از آن راه ها استفاده کرد و هیچ اجازه ای هم از همسر اول نگرفت... ولی آن راه ها به ضرر همسر اول است و انصاف نیست بعد عمری زندگی او را آزرد...

یادش بخیر... آن قدر به حرف همسر اولم در مورد رضایت به تعدد زوجات اطمینان داشتم که بدون اینکه دادگاه یا محضری بروم و سند رسمی برای رضایت ایشان بگیرم٬ میرفتم خواستگاری...

بعد از هفت هشت خواستگاری و شاید بیشتر٬ بالاخره همسر دومم را پسند کردم... رفتیم محضر ازدواج و نامه برای آزمایشگاه و آزمایش و جواب آزمایش... مراحل مختلف یک به یک طی شد تا رسیدیم به مرحله آخر... عاقد گفت خب٬ حکم دادگاه را بده... گفتم حکم؟ برای چه؟ گفت حکم نگرفتی؟ باید برای تعدد زوجات حکم میگرفتی... گفتم آنچه به حکم خدا حق مرد است و هم قرآن که قانون خداست و هم قوانین جمهوری اسلامی که فعلا قانون ایران است به این حق اذعان کردند... برای استفاده از حقم حکم دادگاه بیاورم؟ یا للعجب

 

عاقد گفت همینی که هست... یا حکم دادگاه یا سند محضری...

به هر حال عقد محرمیت را خواندیم و با اصرار بنده٬ با همسر دوم و پدر سالمندش راهی سفری اجباری شدیم. برای چه؟ برای گرفتن رضایت محضری از همسر اول. از استان بوشهر تا خود قم٬ این سید بزرگوار که حدود هفتاد و خورده ای سنش بود٬ اذیت شد. بالاخره رسیدیم قم و رفتیم خانه. کمی که استراحت کردیم و بعدش راهی بیمارستان شدیم. چرا بیمارستان؟

همسراولم برای زایمان فرزند سومم اوائل ماه هشتم بارداری به دلیل احتمال سقط جنین بستری شدند و این قضیه به جهتِ نبود همراه و همکار و همدلی در خانه برای نگهداری از فرزندان رخ داد و خود ایشان بارها گفته اند که سیده خانم را در آن برهه از زندگی ام٬ حضرت امام رضا علیه السلام به کمکم رساند.............

 رفتیم بیمارستان. وقتی دو همسر با هم مواجه شدند٬ لحظه اول مکث کوتاهی شد٬ اما بعدش بلافاصله همدیگر را در آغوش کشیدند.

نکته جالبش این بود که همسر دوم یعنی سیده خانم خم شدند تا دست همسر اول را ببوسند... ولی همسر اولم دست خود را عقب کشید و نگذاشت دستش را ببوسند و سریع خم شد تا دست همسر دوم را ببوسد. و بعدش یک جمله با عظمت گفت: شما سیده هستید... اگر قرار باشد دست کسی بوسیده شود٬ دست شما است که باید بوسیده شود.

این رفتارها از یک زن نسبت به هوویش رؤیائی است... اما باور کنید که اینچنین شد...

به اتفاق رفتیم پذیرش بلوک زایمان. صحبت کردیم که نیم ساعتی احازه بدهید ما برویم محضر و یک امضا انجام شود و برگردیم... گفتند نمیشود... همسرتان در آستانه زایمان است و هر آن ممکن است زایمان کند. در آستانه زایمان؟ ماه هشتم و زایمان؟ هر چه اصرار کردیم٬ کارگر نشد. حالا خوب شد ندانستند برای چه امضائی میخواهیم برویم محضر...

 

رفتم محضر تا شاید دفتردار را راضی کنم که بیایند بیمارستان. رئیس دفتر گفت: قانونا بدون اجازه دادگاه نمیتوانیم بیرون از دفتر؛ سند به ثبت برسانیم...

 

از عصبانیت مخم سوت میکشید...برای استفاده از حق مسلمم که در قرآن به آن تصریح شده٬ باید هفت خان رستم را رد کنم

 

نا امید بودم تا اینکه  همسر اولم خودش فکری را مطرح کرد... گفت برایم سونوگرافی نوشته اند و باید بروم طبقه منفی یک... گفتم خب. گفت خب من بین راه بلوک زایمان که طبقه دوم است تا سونوگرافی که طبقه منفی یک است می آیم تا برویم محضر... گفتم لباس عوض کردن میخواهد... نمیشود... گفت میشود... با همین لباس بیمارستان می آیم٬ من که چادر سرم میکنم. کسی زیر چادر را کار ندارد که...

اجباری در کار نبود. ولی او به هدف و نیتم ایمان داشت و ایمان او را مجبور میکرد با من همراهی کند... عاشق تر شدم... از عمق وجودم نسبت به همسر اولم عاشق تر شدم...

 

بالاخره رفتیم به سمت محضری که از قبل پیدا کرده و هماهنگ کرده بودم...

 

 

اینکه میگویم از قبل هماهنگ کرده بودم به دلیل این است اولا هر محضری این سند را صادر نمیکند و ثانیا به دلیل اوضاع وخیم بارداری همسرم بنده رفتم دنبال یک محضر همکف...


ادامه دارد

  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده  نوید ابراهیمی اُرمَوی از سال ۹۱ و بعد از وکالت طلاق در ازدواج ناموفقم تا به امروز برای ازدواج چندهمسری خیلی تلاشها داشتم. از جمله این تلاشها خواستگاریهای سخت است.

به مواردی اشاره میکنم تا ببینید چه سماجتی داشتم.

۱. دختری حدودا چهل ساله اولین مورد بود که در ان زمان بیست سال با من تفاوت سنی داشت. باکره بود٬ ولی آثار پیری در چهره اش نمایان شده بود. البته در آخر با مخالفت خودش کنار کشیدم.

 

۲. دختری معلول که از ناحیه پاها مشکل داشت و ویلچر نشین بود و وقتی فهمید من برای همسر دومی اقدام کرده ام مخالفت کرد و مرا رد کرد.

 

۳. دختری معلول که از ناحیه دستها معلول بود و او هم بعد از فهمیدن قضیه چندهمسری مخالفت کرده و مرا رد کرد.

 

۴. خانمی مطلقه که بعدها فهمیدم به شدت بی بند و بار بود و مرا فریب داده بود... ولی باز ایشان خودش کنار کشید...

 

و...و....

 

بگذریم... نکته مهمش همین کنار کشیدن ها بود... باور دارم همه٬ کار خدا بود... خدا٬ مرا و نیت تعالی شیعه را که مدعی اش بودم به امتحان گذاشت... مرا کشان کشان آورد تا رساند به دو همسر فعلی ام... همسر اول دوشیزه ای متدین و سالم و فرهیخته و از خانواده ای فرهیخته که دانش آموخته دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود و مسبب بسط تحقیقاتم در طب سنتی و طب اهل بیت شد... همسر دومم هم باز دوشیزه و سالم و متدین که از هر دو طرف پدر و مادر سیده هستند...

 

این دو همسر٬ دو هدیه الهی هستند و با اخلاق دینی خود توانسته اند با هم در یک خانه هشتاد و پنج متری دور یک سفره بنشینند... خدا مرا امتحان کرد و خوب پاداش داد.

قسمت اول:خواستگاری از همسر اول

یادش بخیر... انگار همین دیروز بود... رفتم خواستگاری همسر اولم... عمرم به فدایش باشد که چقدر با وقار مرا تحمل کرد... مانند تمام خواستگاری ها محکم و قاطع حرف میزدم... هنوز هم برایم عجیب است... هر چه گفتم پذیرفت...


یک لحظه تصور کنید که طرف مقابل من یک خانم کارشناس آزمایشگاه که شغلش از مشاغل پرتقاضای کشور است و حقوق و مزایای او تقریبا معادل با پنج برابر شهریه یک طلبه مثل من است، چندین سال هم از من که آن زمان بیست و یک ساله بودم بزرگتر است و برخلاف من هنوز ازدواجی نداشته و یک دختر دوشیزه است... حالا این حرف ها و سوالهای مرا هم در نظر بگیرید: من یک ازدواج ناموفق داشته ام. کنار می آیید؟ با مهریه بیش از چهارده سکه مخالفم... پدر و مادرم احتمالا در هیچ مراسمی از مراسمات حضور نخواهند داشت، چون طلبگی مرا قبول ندارند و میگویند همان یک بار که پدرزن قبلی ات سرمان کلاه گذاشت بس است... راستی من شدیدا ساده زیست هستم و حتی اگر کرور کرور داشته باشم اهل خرید تزئینی جات برای خانه نیستم

...

او با آرامش حرف هایم را میشنید و نظرش را میگفت... نظرش معمولا یا مساعد بود یا منوط به رعایت شرائط هر امر بود... شاید باورتان نشود که تعدد زوجات را نیز در این جلسه خواستگاری مطرح کردم... اگرچه بر سر رعایت عدالت نظرمان با هم موافق نبود... بگذریم... ازدواج کردیم و من با اینکه عاشقش بودم از همان سال اول ازدواجمان خواستگاری رفتنم شروع شد... در این بین خانواده همسر اول و خانواده خودم چگونه باید راضی شوند؟؟؟ چندین بار با همسرم این مطلب را به بحث گذاشتیم و آخر بار به این نتیجه رسیدیم که اگر ما دو تا با هم باشیم هیچکس حریفمان نمیشود... آری، به همین راحتی... ما مستحکم به خواستگاری رفتن هایمان ادامه میدادیم و گهگاهی به فراخور زمان و شرائط با والدین خود صحبت هایی میکردیم... البته هر بار آنها حرف ما را به شوخی میگرفتند...


قسمت دوم:رضایت همسر اول

قبلا گفته ام که همسر اولم از ابتداء هیچ مشکلی با چندهمسری من نداشت... اما بالاخره هر انسان مصممی هم در مرحله ای از تصمیم خود با مطالبی مواجه میشود که موجب تردید او در تصمیمش میشود... همسرم در این مسیر شاید فقط یک بار تردید کرد... و آن زمانی بود که احساس کرد من توانایی برقراری عدالت را نخواهم داشت... این مطلب شاید حدود یک سال قبل از ازدواج با همسر دومم اتفاق افتاد... این مطلب هم به جهت جوسازی های جاهلانه عده ای در مورد سختی رعایت عدالت_در_چندهمسری رخ داد... متاسفانه عدم آگاهی دهی روحانیت در این مورد، موجب شده که چنان غولی از عدالت_در_چندهمسری در اذهان شکل بگیرد که خود مردان هم آن را در قدرت و توانایی خود نبینند... البته وقتی به همسرم اطمینان دادم که من مسئولیت همه عواقب کار را میپذیرم ایشان راضی شد

 

 

من و همسر اولم مستحکم و استوار مشغول یافتن کسی بودیم تا به خانواده مان اضافه کنیم... حدودا سه سال گذشت... تا اینکه با چند واسطه با خانواده همسر دومم آشنا شدم... خانواده ای با اصالت از سادات استان بوشهر... آنان که با استان بوشهر آشنایی دارند میدانند که یکی از معدود استان هایی که در کشور ما فرهنگ_ناب_چندهمسری در آن هنوز تا حدودی حضور دارد، همین استان است... از اینجا به بعد بحث رضایت اطرافیان جدی تر مطرح میشود... در واقع فاز عملیاتی طرح چندهمسری من از اینجا شروع میشود...
  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم


سخن یکی از کاربران:
پرده اول

بخاری کلاس منفجر می شود .
شعله های بی رحم ، صورت لطیف تر از گلبرگ دخترانمان را می رنجاند.
همه متأسف می شویم .
بوی نکبت پایکوبی سیاسیون رقیب در هجمه به مسولین امر ، نفس ها را به شماره انداخته است .
هیچ کس زیر بار  مسولیت نمی رود.
توپ در زمین سوخته ی بابای خسته ی مدرسه می افتد.
بیانیه ها  پی در پی ابراز همدردی می کنند.
اطباء اعلام آمادگی می کنند برای بازگرداندن زیبایی فرشته های سوخته.
پشت درب اتاق های بیمارستان خبرنگاران به صید شایعات رفته اند.

پرده دوم

دختر شهرستانی و شش ساله رکورد بالا رفتن از پله های برج میلاد را می شکند .
باید خوشحال باشیم.
تمام شهر را بنرهای تبریک اشغال می کنند.
سازمان تبلیغات و اوقاف شهر هم تبریک گفته اند.
در شادیها همه سهامدارند.

#پرده_سوم

بخش گل تپه استان همدان ، تابستان ۹۳ ، اردوی جهادی
از رئیس شورای یک روستا پرسیدم چند خانوار ساکن این روستا هستید؟
گفت صد خانوار
گفتم چند دختر بالای سی و پنج سال و بدون خواستگار و نا امید از ازدواج در روستا دارید؟
سوال عجیبی بود ، همراهانم دانشجویان پزشکی دانشگاه شهید بهشتی و مشغول گرفتن فشار خون و معاینه اهالی روستا بودند.
رئیس شورا که مرد میانسالی بود با کمک یک نفر از خانم های روستایی مشغول شمردن شدند و بعد از دقایقی کوتاه به عدد چهل رسیدند .
درست است ، در یک روستای صد خانواری ، چهل دختر نا امید از ازدواج .
دخترانی که برای ملاحظه عرف روستا حتی جرأت اصلاح صورتشان را هم ندارند .
دخترانی محروم از تماشای زیبایی خود .
دخترانی مظلوم و مدفون زیر خاک تیره و سرد جاهلیت ، جاهلیتی که مذهب {{ما}} برایشان تراشیده.

گفتم مذهب ما نه مذهب پیامبر  ؛
تا متهم به ارتداد نشوم .
چون دین ما بهترین راهکارها را داده اما کو گوش شنوا و قلب سلیم..

هیچ کس نمی تواند شریک غم آنها باشد.
غمی که از شنیدن صدای بوق ماشین عروس بر دلشان هجوم می آورد را چه کسی حاضر است تحمل کند؟
افسردگی تماشای کارت عروسی پسر همسایه که زن شهری گرفته است را چه کسی می تواند در چهره معصومانه دختر چهل ساله ی روستایی نظاره کند ؟
رؤیا یا کابوس مزون و تماشای لباس عروس برای دختر پر دلهره و منتظر روستا را کدام معبر خواب می تواند تعبیر کند ؟
آن هشتصد عالم مدعی اجتهاد و نامزد خبرگان و من طلبه بی سواد و امثال ما داعیه داران آباد کردن دنیا و آخرت مردم چه بخواهیم چه نخواهیم ، چه بدانیم چه ندانیم سهمی از این نان سوخته سفره ی دخترکان وطنی داریم و آن سهم چیزی جز آه مظلوم نیست که دامنمان را خواهد گرفت.
اللهم إنا نشکوا إلیک فقد نبینا و غیبة ولینا


              خیلی جستجو کردم هیچ شکلکی عمق غمم را نتوانست نشان دهد .

از کانال من و هوم

  • بوی یاس ....

عکس یادگاری

۱۵
مرداد

بسم الله الرحمن الرحیم


یه چند وقت پیش ریئس جمهور امریکا رفته بود عربستان چه سوزه هایی که نگرفتیم و گفتیم و خندیدم و مسخره کردیم .

حالا ما کشور پیشرفته و روشنفکر به اونا میگیم عرب سوسمار خور . اونا فقط به زن ترامپ با تعجب نگاه میکردن  نه سلفی گرفتن و نه چیزی


با دیدن سلفی بگیرای نمایندگان یک کشور با اون فضاحت دل ادم به درد میاد اینا انسان ندیدن یا زن تو مملکتشون نیست غرب پرست تا این حد واقعا؟ جو گیر تا این حد واقعا؟

امیدوارم کسانی که به این اشخاص رای دادن یه ذره در دوره بعدی عاقلانه تر عمل کنن . خدایا کشورو به دست کیا دادیم


انصافا خانم موگرینی رو ببینین خودش هم از کارای این نمایندگان در تعجبه

خانم یه نگاهی هم به اون غرب زده بکنین بیچاره خودشو کشت


کواکبیان: برین کنار منم ببینمش دیگه



  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم


مریض یک خانم 60 ساله که بعد از مراجعه به طب نوین انگشت شصت پا قطع کردن که باز بر اثر دیابت می خواستن کل پا قطع کنن بخاطر اینکه عفونت شدید کرده بود.

تصاویر قبل درمان که زیر پا شکاف عمیقی داشت که در عکس ها مشخص نیست و تا مقداری از مچ پا بالاتر سیاه شده بود

و اینم تصاویر پس از درمان در عرض دو روز که تمام عفونت ها کشیده شد و سیاهی ها از بین رفت به لطف خدا

روز سوم درمان به لطف و کرم خدا و اهل بیت علیهم السلام تمام سیاهی های پا از بین رفت و روبه بهبودیست


یا من اسمه دواء و ذکره شفاء




  • بوی یاس ....

طب سنتی تجربی:کاسنی سرد است

🎾طب اسلامی وحیانی: کاسنی گرم است و معتدل

 

🔴طب سنتی تجربی:بادنجان سرد است و سودا زاست

🎾طب اسلامی وحیانی:بادنجان سودا بر و تابع اعتقاد است

 

🔴طب سنتی تجربی:عسل و سیاه دانه صفرا زاست

🎾طب اسلامی وحیانی:عسل صفرا بر است

 

🔴طب سنتی تجربی:روغن بنفشه سرد است

🎾طب اسلامی وحیانی:روغن بنفشه تابع فصل است و بعکس هر فصل عمل میکند.

 

🔴طب سنتی تجربی:گوشت خواری مطلوب نیست.

🎾طب اسلامی وحیانی:گوشت خوردن در روایات مطلوب است.

 

🔴طب سنتی تجربی: شراب بهترین حامل دارو است(رازی-ابن سینا و...)

🎾طب اسلامی وحیانی: سرکه بهترین حامل دارو ست.

 

🔴طب سنتی تجربی:استفاده خوراکی از آهن برای سلامتی مفید است.

🎾طب اسلامی وحیانی:استفاده خوراکی از آهن برای سلامتی مضر است.

ادامه در کانال زندگی سالم با اصلاح تغذیه

@sazeslami

  • بوی یاس ....

بسم الله الرحمن الرحیم



موقع انتخابات

موشکهارو نشون دادن تا برجام به نتیجه نرسه

بعد از موشک باران داعش

روحانی در جشنواره عمران سلامت:
🔸عده ای قلیل به ناحق تریبون‌های بزرگ را در اختیار دارند، اما ملت ما بزرگ تر است.
🔸آنها که از خاکمان با موشک یک مرکز تروریستی را هدف قرار دادند فداکاری کردند، اما موشک را کی درست کرد؟ سازنده این موشک دولت و وزارت دفاع است و پول آن را بخش اقتصادی کشور تامین می‌کند.
🔸سلاح‌های راهبردی ساخته شده در دولت یازدهم حدود ۸۰ درصد کل میزان قبلی است.


واقعا با خودت چند چندی جناب روحانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هرچند عادت کردیم به ضدو نقیض حرف زدن شما و اهالی دولتتان ولی بابا دیگه تا این حد؟؟؟؟؟؟؟؟


یه بار میگی دنیا دنیای صلحه و سپاه  رو زیر سوال میبری

یه بار میایی میگی من دستور حمله به داعش رو دادم(شکلک خنده) که البته جواب صریح شنیدی

بس نیست اینقدر خود جنابت رو با این حرفا زیر سوال بردی!!!

مثلا رئیس جمهور یک کشوری شما. یکم عاقلانه رفتار کن .


  • بوی یاس ....