دعاى بیستم از دعاهاى امام علیه السلام است در(درخواست توفیق براى) خوهاى ستوده
و کردارهاى پسندیده (گفتهاند: اخلاق و خوها، نیک یا بد، طبیعى است و نمیشود آنها را تغییر داد، و محال است که انسان از هسته خرما سیب برویاند، پس تکلیف بتهذیب و پاکیزه نمودن اخلاق امر بچیزى است که بر آن توانائى نیست، و گفتهاند: این سخن درست نمیباشد، زیرا دیده میشود بسیارى از مردم خلقى را عادت خویش قرار میدهند تا اینکه ملکه و طبیعى ایشان میگردد، پس اگر کسبى نبود اندرزها و سفارشها و وعده دادن و ترسانیدن و امر و نهى و دعا کردن براى بدست آوردن آنها بى فائده بود، و روا نبود که گفته شود: چرا چنین کردى و چرا بجا نیاوردى، و دیگر آنکه چگونه تغییر خلق در انسان روا نباشد در صورتیکه در بعض چهارپایان انجام میگیرد، چنانکه حیوان وحشى پس از تربیت اهلى میشود و حقّ آنست که این موضوع بنا بر اختلاف نظر است، زیرا آنکه گفته: تغییر خلق محال است نفس قوّه را در نظر گرفته، پس محال است انسان از هسته خرما سیب برویاند، و آنکه گفته: تغییر آن ممکن است آشکار نمودن و تباه ساختن آنچه در قوّه است را در نظر گرفته، پس هسته خرما ممکن است تربیت شده نخل و درخت خرما شود، و ممکن است بحال خود بماند تا تباه گردد، بنابر این دعاء و توفیق خواستن از خداى تعالى براى گرفتن خوهاى ستوده یعنى آشکار ساختن آنچه در قواى آنها است، و براى نگرفتن خوهاى نکوهیده یعنى از بین بردن آنچه در قواى آنها است درست است(
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ایمانم (اعتقاد بدل و اقرار بزبان و عمل باندام که کاشف از آنها است) را بکاملترین ایمان برسان، و باورم را (بآنچه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله آورده) بهترین یقین قرار داده و نیّت مرا به نیکوترین نیّتها (قصد قرب بحقّ) و کردارم را به بهترین کردارها (عمل خالص از خود نمائى) برسان
بار خدایا نیّت مرا بلطف (توفیق) خود کامل گردان (بس براى تو بوده بغرض دیگر آلوده نباشد) و باورم را برحمت خویش پا بر جا نما (بطوریکه شکّ در آن راه نیابد) و بقدرت و توانائیت آنچه از من از دست رفته اصلاح فرما (از کیفر آن بگذر)-
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و بىنیازم کن از کارى که کوشیدن بآن مرا (از عبادت و بندگیت) باز میدارد (تا توجّه من بجز تو نباشد) و وادار مرا بآنچه (انجام اوامر و ترک نواهى) که فردا (روز رستاخیز) از آن سؤال و بازپرسى بنمائى و مرا (از دیگران) بىنیاز فرما و روزیت را بر من گشایش ده، و بنگاه کردن (چشم براه بودن براى رسیدن روزى، یا بنگاه کردن کالاى دنیا که در دست مردم است) گرفتار مفرما، و عزیز و گرامىام و بکبر و سر بلندى (افراط در عزّت) دچارم مکن و مرا براى (بندگى) خود رام ساز و عبادتم را بعجب و خودپسندى (از درجه قبول) تباه مگردان و خیر و نیکى براى مردم را بدست من روان ساز (توانگرم گردان تا بایشان احسان نمایم) و آن را بمنّت نهادن باطل مفرما (از شرّ شیطان و نفس حفظ کن که با احسان خود بر دیگرى منّت نگذارم که پاداش احسان را از بین ببرد) و خوهاى پسندیده را بمن ببخش (استعداد قبول آن را بمن عطا فرما) و (چنانکه آنها را دارا شدم) مرا از بخود نازیدن نگاه دار .
گنجینه روایات،صحیفه سجادیه،ترجمه و شرح فیض الاسلام،دعای بیستم
- ۰ نظر
- ۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۱:۳۵
- ۲۸۸ نمایش