بسم الله الرحمن الرحیم

اعتقادی ،سیاسی واجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اعتقادی ،سیاسی واجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾روم

پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.
با توجه به این ایه انسان فطرتا خداپرست و مومن افریده شده است پس نمیشه گفت اول انسانیت بعدا دیانت.
و اما این اختیار ماست که کدوم سمت بریم از فطرتمون دور بشیم یا طبق فطرتمون زندگی کنیم.

کاربری من در تلگرامHamnafasmr@

براي دانلود کليک کنيد
آخرین نظرات

من و همسرانم:حکم خدا 1

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


حکم خدا

همانطور که میدانید اوایل انقلاب تصویب شد که شروطی در عقدنامه ها آورده شود و امروزه بنابر همان شروط اجبار شده که برای تعدد زوجات باید رضایت دادگاهی یا محضری از همسر اول گرفته شود... البته راه های دیگری هم هست که میتوان از آن راه ها استفاده کرد و هیچ اجازه ای هم از همسر اول نگرفت... ولی آن راه ها به ضرر همسر اول است و انصاف نیست بعد عمری زندگی او را آزرد...

یادش بخیر... آن قدر به حرف همسر اولم در مورد رضایت به تعدد زوجات اطمینان داشتم که بدون اینکه دادگاه یا محضری بروم و سند رسمی برای رضایت ایشان بگیرم٬ میرفتم خواستگاری...

بعد از هفت هشت خواستگاری و شاید بیشتر٬ بالاخره همسر دومم را پسند کردم... رفتیم محضر ازدواج و نامه برای آزمایشگاه و آزمایش و جواب آزمایش... مراحل مختلف یک به یک طی شد تا رسیدیم به مرحله آخر... عاقد گفت خب٬ حکم دادگاه را بده... گفتم حکم؟ برای چه؟ گفت حکم نگرفتی؟ باید برای تعدد زوجات حکم میگرفتی... گفتم آنچه به حکم خدا حق مرد است و هم قرآن که قانون خداست و هم قوانین جمهوری اسلامی که فعلا قانون ایران است به این حق اذعان کردند... برای استفاده از حقم حکم دادگاه بیاورم؟ یا للعجب

 

عاقد گفت همینی که هست... یا حکم دادگاه یا سند محضری...

به هر حال عقد محرمیت را خواندیم و با اصرار بنده٬ با همسر دوم و پدر سالمندش راهی سفری اجباری شدیم. برای چه؟ برای گرفتن رضایت محضری از همسر اول. از استان بوشهر تا خود قم٬ این سید بزرگوار که حدود هفتاد و خورده ای سنش بود٬ اذیت شد. بالاخره رسیدیم قم و رفتیم خانه. کمی که استراحت کردیم و بعدش راهی بیمارستان شدیم. چرا بیمارستان؟

همسراولم برای زایمان فرزند سومم اوائل ماه هشتم بارداری به دلیل احتمال سقط جنین بستری شدند و این قضیه به جهتِ نبود همراه و همکار و همدلی در خانه برای نگهداری از فرزندان رخ داد و خود ایشان بارها گفته اند که سیده خانم را در آن برهه از زندگی ام٬ حضرت امام رضا علیه السلام به کمکم رساند.............

 رفتیم بیمارستان. وقتی دو همسر با هم مواجه شدند٬ لحظه اول مکث کوتاهی شد٬ اما بعدش بلافاصله همدیگر را در آغوش کشیدند.

نکته جالبش این بود که همسر دوم یعنی سیده خانم خم شدند تا دست همسر اول را ببوسند... ولی همسر اولم دست خود را عقب کشید و نگذاشت دستش را ببوسند و سریع خم شد تا دست همسر دوم را ببوسد. و بعدش یک جمله با عظمت گفت: شما سیده هستید... اگر قرار باشد دست کسی بوسیده شود٬ دست شما است که باید بوسیده شود.

این رفتارها از یک زن نسبت به هوویش رؤیائی است... اما باور کنید که اینچنین شد...

به اتفاق رفتیم پذیرش بلوک زایمان. صحبت کردیم که نیم ساعتی احازه بدهید ما برویم محضر و یک امضا انجام شود و برگردیم... گفتند نمیشود... همسرتان در آستانه زایمان است و هر آن ممکن است زایمان کند. در آستانه زایمان؟ ماه هشتم و زایمان؟ هر چه اصرار کردیم٬ کارگر نشد. حالا خوب شد ندانستند برای چه امضائی میخواهیم برویم محضر...

 

رفتم محضر تا شاید دفتردار را راضی کنم که بیایند بیمارستان. رئیس دفتر گفت: قانونا بدون اجازه دادگاه نمیتوانیم بیرون از دفتر؛ سند به ثبت برسانیم...

 

از عصبانیت مخم سوت میکشید...برای استفاده از حق مسلمم که در قرآن به آن تصریح شده٬ باید هفت خان رستم را رد کنم

 

نا امید بودم تا اینکه  همسر اولم خودش فکری را مطرح کرد... گفت برایم سونوگرافی نوشته اند و باید بروم طبقه منفی یک... گفتم خب. گفت خب من بین راه بلوک زایمان که طبقه دوم است تا سونوگرافی که طبقه منفی یک است می آیم تا برویم محضر... گفتم لباس عوض کردن میخواهد... نمیشود... گفت میشود... با همین لباس بیمارستان می آیم٬ من که چادر سرم میکنم. کسی زیر چادر را کار ندارد که...

اجباری در کار نبود. ولی او به هدف و نیتم ایمان داشت و ایمان او را مجبور میکرد با من همراهی کند... عاشق تر شدم... از عمق وجودم نسبت به همسر اولم عاشق تر شدم...

 

بالاخره رفتیم به سمت محضری که از قبل پیدا کرده و هماهنگ کرده بودم...

 

 

اینکه میگویم از قبل هماهنگ کرده بودم به دلیل این است اولا هر محضری این سند را صادر نمیکند و ثانیا به دلیل اوضاع وخیم بارداری همسرم بنده رفتم دنبال یک محضر همکف...


ادامه دارد

  • بوی یاس ....

تعدد زوجات

همسر دوم

هوو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی